تبليغاتX
بیداری اسلامی

بیداری اسلامی

احیاء و تجدید دین

مادر با ما چه رفتاري دارد و ما با اون چه رفتاري داريم...!!!

 بيل گيتس پولدارترين فرد روي زمين ميگه : شما وقتي به پدر و مادرتون ميگين که اونها خيلي کسل کننده و قديمي هستند يادتون باشه اونها وقتي به سن شما بودن يا مثل شما بودن يا از شما شادتر...!!!!

متن زير تقريبا سرگذشت اکثر کسانيست که قدر عزيزترين چيز زندگيشون را نميدونند و شايد سرگذشت تک تک ما :

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون (مادر) بهت غذا میداد و تو رو می شست و به اصطلاح تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن و اذيت کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی

وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری تو هم این طوری ازش تشکر می کردی که ، وقتی صدات می زد ، محل نميگذاشتي و فرار می کردی

وقتی که 3 ساله بودی، اون ، با عشق تمام غذایت را آماده می کرد تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق ، ازش تشکر می کردی

وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید تو هم، با رنگ کردن میز و ديوار ازش تشکر می کردی تا نشون بدي چقدر هنرمندي !

وقتی که 5 ساله بودی، اون لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری تو هم، با انداختن خودت تو گِل، ازش تشکر کردی

وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم!، ازش تشکر کردی

وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی خرید تو هم، با پرت کردن توپ به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی

وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی ميخرید تو هم، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر ميکردی

وقتی که 9 ساله بودی، اون ، هزینه کلاس هاي اضافي تو رو پرداخت تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری ازش تشکر کردی و بجاش فقط فکر مسخره بازي بودي

وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو معطل تو بود و رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس تقويتي و از اونجا به جشن تولد دوستانت ببره تو هم ، با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی

وقتی که 11 ساله بودی اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد تو هم ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه و بگذاره که راحت باشين و اينجوري ازش تشکر کردی و زحمت کشيده !

وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلویزیون و ماهواره بر حذر داشت تو هم، صبر کردی تا از خونه بیرون بره و کار خودت را بکني و و اينجوري ازش تشکر کردی

وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی تو هم، ايجوري ازش تشکر کردی : تو سلیقه ای نداری ، من هر جور راحتم زندگي ميکنم ، قيافم مثل اين بچه بسيجي ها باشه خوبه !

وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانه تو رو پرداخت کرد تو هم،ازش تشکر کردی ، با فراموش کردن زدن يک تلفن يا نوشتن یک نامه ساده

وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه
تو هم با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه و اينجوري ازش تشکر کردی که خستگيش کاملا در بره

وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی و به تو رانندگی یاد داد تو هم هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی و بعضي وقتها هم خوردش ميکردي

وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی

وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد تو هم ، بخاطر اين همه زحمتي که برات کشيده بود تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی

وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد تو هم با گفتن يه خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوابگاه ازش جدا شدي ، به خاطر اینکه نمی خواستی بهت بگن بچه مامانی و اون هموم جا خشکش زد

وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره من خودم واسه زندگيم بلدم تصميم بگيرم

وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد يک خط مشی برای آینده ات داد تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی : من نمی خوام مثل تو باشم ، فکراي تو قديمي است و دنيا عوض شده

وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت تو هم ازش پرسیدی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه ميکنی

وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت ، بجاي کاد يه عالمه اثاثیه داد تو هم پیش دوستات بهش گفتي : اون اثاثیه ها چقدر زشت هستن

وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد تو هم چون ديگه هيکلت بزرگتر از اون شده بود با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی : مــادررر ، لطفاً ، با من کل کل نکنيد اعصاب ندارم

وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه تو هم بجاش یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی که مادرت مزاحم نباشه

وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده" و چون خانومت ميخواست بره پارک فوري قطع کردي

وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا سالگرد وفات پدرت رو یادآوری کنه تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی و بهش تسليت گفتي

وقتی که 50 ساله بودی، اون، ديگه خيلي پير بود و مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی

و سپس، یک روز بهت ميگن مادرت در تنهائي مرده و چند روز بعد جنازه بو گرفته اون را همسايه ها پيدا کردن و تو ............ و تو راحت ميشي ، اما تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد چون ديگه کسي نيست که فقط بخاطر خودت نه بخاطر چيزهاي ديگه ، تو رو از صميم قلب دوست داشته باشه

اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی ... و، اگه زنده نیست، محبت های بی دریغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر و از خدا بخواه که اونها را بيامرزه

همیشه به یاد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون در طول عمرت فقط یک مادر داری ولي هزاران دوست ، هزاران فرصت تفريح ، هزاران ساعت وقت براي کارهاي ديگه و .........

امروز وقتي مادرم را ديدم رويش را ميبوسم و بهش ميگم ماماني دوستت دارم و به دوستانم هم ميگم که من از ته قلبم مامانم را دوست دارم...

بر گرفته از سایت http://www.mosalman.net

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

وحدت یا تفرقه...!

گفتگوى «العربيه نت» با آيت الله تسخيرى درباره مزار قاتل عمربن خطاب

آیه الله تسخیری : ابولؤلؤ شخص مجرمى است كه در مدينه منوره حد شرعى بر وى جارى گرديد ودر همان جا به خاك سپرده شد

به گزارش خبرنگار شیعه نیوز  به نقل از سایت خبری العربیه  كنفرانس گفتگو ميان مذاهب اسلامى كه در تاريخ 20/1/2007 [30 دى ماه 1385] در دوحه پايتخت قطر برگزار شد متن کامل این خبر راکه در سایت خبری العربیه درج شد را( متن اصلی ) به اطلاع میرسانیم

كنفرانس گفتگو ميان مذاهب اسلامى كه در تاريخ 20/1/2007 [30 دى ماه 1385] در دوحه پايتخت قطر برگزار شدوعلماى بزرگى از شيعه واهل سنت در آن حضور يافتند، موجب مطرح شدن مباحث جنجال آميز بسيارى گرديد. يكى از مهم ترينِ اين مسائل دعوت مقامامت شيعى ايرانى براى از ميان برداشتن بارگاهى در كاشان (از شهرهاى ايران) است كه متعلق به ابولؤلؤ مجوسى قاتل اميرالمؤمنين عمربن الخطاب مى باشد. بنابه گفته برخى اين بارگاه بنايى باشكوه با گنبدى بلند است كه بر قبرى خيالى وموهوم ساخته شده و«مرقد بابا شجاع الدين ابولؤلؤ فيروز» نام دارد وبرخى از مردم در ايامى كه «فرحة الزهرا» خوانده مى شود واز نظر آنان سالگرد قتل اميرالمؤمنين عمر است به زيات آن مى روند.

آيت الله سيد محمد على تسخيرى رياست مجمع تقريب بين مذاهب در تهران كه رياست هيئت ايرانى شركت كننده در اين كنفرانس را بر عهده داشت، مطرح شدن اين موضوع را خنده دار وآن را «سخيف» توصيف كرد.

او در گفتگو با «العربيه نت» گفت: ابولؤلؤ شخص مجرمى است كه در مدينه منوره حد شرعى بر وى جارى گرديد ودر همان جا به خاك سپرده شد وپيكر او به ايران انتقال نيافت. قبرى كه امروزه در كاشان به او منسوب است صرفاً يك مكان خيالى وغيرمعتبر است وهيچ كس به زيارت آن نمى رود.

اما در عين حال وقتى درباره امكان از بين بردن اين مكان از او سؤال شد گفت: «مطمئن نيستم» وبه بيان اين مطلب بسنده نمود كه شخصاً آن مزار را نديده است وتحقيقاتى در حال انجام است تا فتنه از ريشه بركنده شود. او همچنين اشاره كرد كه بناى مهم يا باشكوهى آن طور كه گفته مى شود، در آن جا وجود ندارد.بلکه فقط يك مزار بى پايه ومتعلق به شخص مجرمى است كه به كيفر خود رسيد و حدّ اسلامى بر وى جارى گرديد.

گفته مى شود يكى ديگر از اعضاى هيئت ايرانى، دكتر محمد على آذرشب، در پاسخ به مطرح كردن موضوع مرقد ابولؤلؤ در همايش دوحه گفته بود: اين مزار فقط از گرايش دينى معينى حكايت مى كند وطرفداران تقريب نمى توانند تخريب آن را خواستار شوند.

موضوعى سخيف وبى ارزش .

آيت الله محمد على تسخيرى خاطرنشان كرد: سخن گفتن از مرقد ابولؤلؤ مجوسى موضوعى فوق العاده سخيف است. قبرى خيالى وجود دارد كه به اين مجرم منسوب است والبته اين يك ادعا وتزوير است وهمان طور كه معروف است او پس از اقامه حد وقتل، در مدينه منوره دفن شد.

وى افزود: جز عده اى كه از نظر فرهنگى تندرو هستند كسى به اين زيارتگاه يا مرقد توجهى نمى كند والبته ما در برابر آنان مسئوليتى نداريم وكسى را در ايران نمى شناسيم كه نسبت به اين موضوع اهتمامى داشته باشد. با اين حال متأسفانه دشمنان «انقلاب اسلامى» وتفرقه افكنان ميان شيعه وسنى به اين موضوع سخيف وبى ارزش دامن مى زنند.

آيت الله تسخيرى نسبت به اين موضوع كه گفته مى شود مكان يادشده مزارى است كه از نظر معمارى جداً باشكوه مى باشد وآب طلا كارى شده است اظهار داشت: «ابدا ...، من واقعاً آن جا را نديده ام. اما چيزهايى كه شنيده ام تأكيد مى كند آن جا مكان باشكوه يا چيزى از اين دست نيست وكسى به زيارت آن نمى رود.

او تكرار كرد: اين صرفاً ادعايى است كه در چارچوب تحريك كردن ديگران عليه جمهورى اسلامى مى گنجد ودر حقيقت ساختن دشمنى خيالى از ايران براى جهان اسلام وبخشى از يك توطئه بزرگ تر است كه براى پوشاندن دشمن حقيقى يعنى آمريكا وصهيونيسم ابراز مى شود.

ابو لؤلؤ مجرمى بى ارزش است..

تسخيرى با تأكيد بر اين كه ابولؤلؤ مجرم وقاتلى بى ارزش است گفت: من چيز زيادى درباره او نشنيده ام واصلاً تأييد نمى كنم كه مزارى دارد وديگران به زيارت آن مى روند. از اين رو نه خود او، ونه مكانى كه به وى منتسب است هيچ ارزشى ندارد.

در اين هنگام «العربيه نت» درباره گفته دوست وى، دكتر محمد على آذرشب، در همين كنفرانس از ايشان سؤال كرد كه گفته بود از بين بردن اين «مزار» دشوار است؛ زيرا نماينده گرايش دينى ويژه اى در ايران است وطرفداران تقريب حق ندارند خواستار از ميان برداشتن آن شوند.

وى در پاسخ اظهار داشت: طى جلسات همايش چنين چيزى از ايشان نشنيدم ولى در كل اين موضوعى سخيف وبى معنى است ومطالبه چنين چيزى لازم نيست واصلاً طرح آن معنى ندارد. او درباره امكان از ميان برداشتن اين مزار گفت: والله نمى دانم... به هرحال ما تحقيق خواهيم كرد كه اصلاً چنين مزارى به اين شكل وجود دارد يا نه... وقضيه را تا ريشه كن كردن كامل فتنه پيگيرى خواهيم كرد. ولى توصيه مى كنم به اين موضوع بى اهميت مطلقاً اعتنا نشود زيرا چيزى جداً سخيف وناچيز است.

تندروهاى شيعه وسنى

به او گفتم: بنابراين شما از اين بابت مطمئن نيستيد كه ابولؤلؤ در شهر كاشان مزارى داشته باشد؟ تسخيرى پاسخ داد: من تاكنون آن را نديده ام واز اين بابت مطمئن نيستم ولى ما قضيه را پيگيرى خواهيم كرد. راستش را بخواهيد درست همانند اهل سنت، در ميان شيعيان نيز افراد تندرويى هستند ودر هر دوسو افراد نادان وجود دارند وبر عقلاى هردو گروه است كه نادانانِ خود را ادب كنند.

از آيت الله تسخيرى پرسيدم: آيا براى نخستين بار در كنفرانس دوحه از وجود چنين مزارى باخبر شديد وپيش از آن چيزى نشنيده بوديد؟... گفت: نه... در اين باره قبلاً خبرهايى شنيده بودم ولى اهميت نمى دادم زيرا همان طور كه قبلاً گفتم هيچ ارزشى در آن نمى بينم.

مسئوليت اين كتاب ها را برعهده نمى گيريم

درباره اتهام شيخ يوسف قرضاوى در كنفرانس دوحه مبنى بر نشر وتبليغ تشيّع در بلاد سنى نشين توسط ايران وپاسخ وى به اين اتهام ـ به ويژه اين كه طرف مقابل از بزرگان دعوت به تقريب ميان شيعه واهل سنت است ـ سؤال كردم. تسخيرى پاسخ داد: از گفته شيخ قرضاوى واين كه تصور مى كند نوعى فعاليتِ تبشيرىِ سازماندهى شده در خارج وجود دارد، سخت شگفت زده شدم.

وى افزود: ما در ايران در قبال كتاب هاى فراوانى كه گوشه وكنار كشور نشر مى يابد مسئوليتى نداريم ودرست نيست كسى شيعيان يا مسئولان جمهورى اسلامى را در اين خصوص مسئول بداند. همان طور كه ما درخصوص كتاب هاى توهين آميزى كه شيعه را مجوس، روافض، نو قرمطيان، وصفوى مى خواند اهل سنت را مسئول نمى دانيم. اصولاً نمى توانيم كسى را از نوشتن كتابى كه مسئولان كشورش آن را مجاز مى دانند منع كنيم. ما حق نداريم آزادى انديشه وبيان را محدود كنيم ولى با كتاب هايى كه به مقدسات طرف مقابل اهانت مى كند مخالفيم.

متوقف كردن فعاليت هاى تبليغى وتبشيرى

پرسيدم: آيا با قرضاوى موافق هستيد كه گفته بود هيچ كس حق ندارد در كشورى كه يك مذهب، نفوذ كامل دارد مذهب خود را تبليغ كند؟ در پاسخ گفت: بنده به اين مطلب ايمان دارم كه بايد هرگونه فعاليت تبشيرى وسوء استفاده از اين مطلب متوقف شود ولى در عين حال ايمان دارم كه نمى توانيم از انسانى بخواهيم ديدگاه خود را ابراز نكند ودر اثبات آن اقامه دليل ننمايد. چنين كارى مخالف حقوق بشر وحقوقى است كه اسلام براى آدمى قائل شده است. از اين رو اشكالى در اين مسأله نمى بينم كه نويسنده اى سنى اقدام به نشر انديشه هاى خود در ايران كند. مهم آن است كه به مقدسات ديگران توهين نشود واز فتنه گرى پرهيز شود.

پرسيدم: آيا به نظر شما كتب شيعه كه در گذشته تأليف شده ونگاهى منفى به صحابه دارد مربوط به گذشته مى باشد وامروزه فاقد اعتبار لازم در محيط هاى شيعى است؟

پاسخ داد: بله، همين طور است. البته انكار نمى كنم انسان هاى تندرو واحمقى كه به ديگران حمله واهانت مى كنند نيز وجود دارند. ولى فضاى كلى فضاى احترام است.

وى درباره بحرانى كه در نمايشگاه كتاب خرطوم ايجاد شد گفت: ناشران رسمى وغيررسمى بسيارى، از جمله خود ما از ايران در اين نمايشگاه شركت كردند ولى به نظر مى رسد سه كتاب مربوط به ناشرى غيردولتى در نمايشگاه بود كه ظاهراً اشاره اى تلويحى ـ ونه تصريحى ـ در زمينه نقد صحابه داشتند. در واقع معتقديم كه اين مسأله بيشتر سياسى است تا فكرى، و عدّه اى در سودان قصد تخريب چهره تشيّع را داشتند ومى خواستند شيعه را به عنوان دشمن موهوم براى اهل سنت قلمداد كنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/09ساعت 10:47 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

مناجات

خدایا! از تو می خواهیم كه با این مكتب توحید و یكتاپرستی كه همچون شربتی گواراست كام همه انسانهای آزاده را شیرین گردانی.

خدایا! از تو می خواهیم كه طعم تلخ توجه به غیر الله و سجده برای غیر خدا و كمك و استعانت خواستن از غیر الله را به ما و سایر انسانهای مخلص كه در تلاش حق و حقیقت هستند نچشانی.

پس بار الها! معنی (إِیاكَ نَعْبُدُ وَإِیاكَ نَسْتَعِینُ) (الفاتحة:5) (تنها ترا می پرستیم و تنها ازتو یاری می طلبیم) را به ما بفهمان و همه انسانهای مؤمن و آزاده را از اسارت و بردگی غیر خود نجات بخش و همه دردهای معنوی ما را با مرهم توحید و اتباع سنت و عشق به حق و حقیقت مرهم بنه و شفا و تسكین بخش.

خدایا! از تو می خواهیم كه با قدرت و لطف و رحمت خودت تمام مظاهر شرك را از جامعه اسلامی نابود گردانی و همه دلهای مؤمن به خود را فقط به سوی خودت برگردانی.

خدایا! تو می دانی كه بسیاری از بندگان مؤمنت كه مخلصانه به تو ایمان آورده اند امروز ناخواسته به بارگاه غیر تو دعوت می شوند و ندانسته آنچه باید از تو بخواهند از بندگان عاجزت می طلبند، خدایا دلهای آنان را بسوی خود برگردان و همه حاجتها و نیازهای آنان را بر آورده كن.

معبودا! چه بسیارند بندگانی كه راه راست را اشتباه گرفته اند و به گمان اینكه تو را راضی می كنند در این و آن را می زنند تا اینكه آنها برای رسیدن به تو واسطه شوند. خدایا! قلبهای این مؤمنان و بندگان مخلصت را به سوی خودت برگردان و دلهایشان را مطمئن كن تا باور كنند كه برای رسیدن به تو به واسطه ها و وسیله های اختراعی نیازی ندارند.

بار الها! تو می دانی كه بازار نامه پَرانی به مزار دوستانت گرم است و هر روز هزارها و شاید صدها هزار نامه كتبی به مرقدهای اولیاء و دوستانت در سراسر جهان واصل می شود كه هر كدام آن حاوی پیامی مخصوص است.

خداوندا! عاجزانه از تو مسئلت داریم كه از محبت خود بر دلهای رنج دیده آنان مرهم توحید و اخلاص و از محبت پیامبرت صلی الله علیه و آله سلم مرهم اتباع و پیروی بگذاری و دلهای همه آنان را به سوی خود برگردانی و حاجت همه آنها را بر آورده كنی.

پروردگارا! از میان حاجت خواهان چه بسیارند كه درد دلشان را با پیامبران و امامان و اهل بیت و اولیایت عنوان می كنند و چنان با سوز وگداز می نویسند و می نالند كه اگر آن گریه و ناله و آن همه درد را به سوی تو متوجه می كردند حتماً نیازهای آنان را بر می آوردی.

پس خدایا! دلهای همه آنان را متوجه خود گردان و نیازهایشان را برآورده كن. آمین...

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

تهران تنها پایتخت یک کشور اسلامی بدون مسجد اهل سنت...!

 

دکتر حمادی خواستار اجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران شد

یکی از اعضای اتحادیه جهانی علمای مسلمان خواستاراجازه ساخت مسجد اهل سنت در تهران شد

به گزارش سنی آنلاین  به نقل از سایت خبری مفکرة الاسلام دکتر محمد احمد الحمادی از اعضای برجسته  اتحادیه جهانی علمای مسلمان  خواستار اجازه ساخت  مسجد برای اهل سنت در تهران شد.
 بنابر گزارشها، تهران  تنها پایتخت یک کشور اسلامی  است که اهل سنت در آن  حتی یک مسجد  ندارد.

 به گزارش سنی آنلاین  به نقل از سایت خبری مفکرة الاسلام دکتر محمد احمد الحمادی از اعضای برجسته  اتحادیه جهانی علمای مسلمان  خواستار اجازه ساخت  مسجد برای اهل سنت در تهران شد.
 بنابر گزارشها، تهران  تنها پایتخت یک کشور اسلامی  است که اهل سنت در آن  حتی یک مسجد  ندارد.
دکتر حمادی در کنفرانس گفتگوی بین مذاهب اسلامی در دوحه از  آیت الله تسخیری رئیس مجمع  جهانی تقریب مذاهب اسلامی در ایران خواست تا اسباب و عواملی را که باعث ممانعت دولت ایران از ساخت  مسجد اهل سنت در تهران شده، بیان نماید.
 سالهاست که اهل سنت تهران نماز جمعه خود را در مدرسه پاکستانی ها و سفارت  عربستان سعودی بجا می آورند و غیر از این دو جا،  مکانی برای ادای نماز در تهران برای اهل سنت وجود ندارد (اخیرا نیز از  ادای نماز در مدرسه پاکستانی ها و همچنین در پارکها ممانعت  به عمل آمده  است).
آیت الله تسخیری در جلسه اختتامیه این  کنفرانس که  ریاست  آن بر عهده ایشان بود به کلی منکر این موضوع شد و ادعا  کرد  که  اهل سنت در تهران مساجد و اماکنی برای ادای نماز دارند. وی افزود: در ایران  10 هزار مسجد وجود دارد.
اما این ادعای آیت الله تسخیری با گفته  آیت الله مصباح  یزدی که دارای نفوذ بسیاری دردولت فعلی  ایران است در تضاد است؛آیت الله مصباح یزدی در پاسخ به  این سوال  که علت ممانعت نظام جمهوری اسلامی از عدم  اجازه ساخت  مسجد برای  اهل سنت در تهران چیست؟ به صراحت  پاسخ داده است: تا زمانیکه به ما اجازه ساخت حسینیه در مکه داده نشود آنها نیز در تهران مسجدی نخواهند داشت.
علمآء و ائمه مساجد اهل سنت ایران همواره از اعمال فشار بر مدارس دینی و مساجد اهل سنت شکایت دارند.

بنا بر گزارشات رسیده اهل سنت  ایران مدعی اند که جمعیت آنها  یک سوم  از جمعیت هفتاد میلیونی ایران  را تشکیل می دهد.
اما  بعضی از منابع مستقل  جمعیت  اهل سنت ایران را  اعم از کرد ، بلوچ ، ترکمن ، فارس ، عرب و ترک  15 الی 20 درصد  تخمین میزنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 4:40 بعد از ظهر  توسط محمد  |